بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 61
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
روح هم ناشى است در مقام ترقى بطور روح . « و حركة قلبيّة » حركتى كه قلب اقتضا كند در مقام قلب . « و حركة سرّيّة » سر مقامى است بالاتر از قلب يعنى ترقى قلب كه از نور روح منور گردد و اين درجه پائينتر از مقام روح است و در اينجا مراعات ترتيب خارجى را نكرده كه حركت روحيه در ذكر مقدم شده . « و حركة غيبيّة » حركت منسوب به غيبيت و آن حركت خفى است كه بالاتر از سر و روح است و بعضى از عرفاء قدس اسرار هم مرتبه خفى را غيب ناميده و گفتهاند كه اين مرتبه از غيب الغيوب حاصل است و همانست كه گويا از شيخ جنيد قس پرسيدند علت عدم حركت را در سماع ، فرمود كه « وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ « 1 » » و در زبان حكماء اقسام حركت بسيار است مانند حركت عرضى كيفى اينى و حركت جوهرى و منظور مصنف ره انحصار نيست بلكه شمردن حركاتيست كه در سلوك و عمل روى مىدهد بلكه انواعيست به اعتبار مبدا و منشأ حركات سلوكى قوله « السّماع من ثلاثة اوجه سماع النّفس و سماع الرّوح » باز سماع را منقسم با سه قسم كرده و همان سه قسم است كه قبلا فرمود ولى در اينجا تفصيل و توضيحى هم بر آن افزوده . « فامّا سماع النّفس فمقرون بهيجان الهوى و ابراز الشّهوة » پس اما سماع نفس و اهل نفس مقرونست به حركت هوا و بروز دادن شهوت ، و اين همانست كه قبلا بسماع طبع ناميدند ليكن مرتبه نفس از طبع بالاتر است زيرا كه طبيعت در جسم است و مربوب طبع كل است ، و نفس از عالم ملكوت است و بااينهمه غالبا باهمند يعنى اهل طبع اهل نفس هم مىباشد در مرتبه اماره و لوامه . « و يؤدّى ذلك الى النّفس » يعنى اين سماع كه مقتضاى نفسانيست ، مىرساند بسوى فسق و گناه . « امّا سماع الرّوح فمقرون بذكر الملكوت و الجنان و تقوية المسير الى الآخرة » و امّا سماع روح ، مقرون است با ياد علم ملكوت و بهشت و قوّت دادن سير بسوى آخرت . « اذ السّماع غذاء الرّوح و يؤدّى ذلك الى العلم » زيرا كه سماع غذاء روح است و مىرساند آن بسوى علم يعنى بعلمى كه ميراث عمل است كه علم باللّه است .
--> ( 1 ) سورهء 27 آيهء 90 - و چون كوهها را مىبينى گمان كنى آنان را ايستاده است درحالىكه سير و حركت مىكنند مانند حركت ابرها